پیروزی حقیقت  در برابر رذالت

سازمان مجاهدین سالهاست که تلاش دارد هر گونه صدای افشاگر و انتقادی را به هر صورت خفه و سرکوب کند. دراین راستا از هیچ رذالتی و نامردی فروگذار نکرده که این هم خود نیازمند یک بازخوانی عمیق است که شاید از بیست سال قبل به این سو افرادی که خیلی پیش از من توانسته اند از این گروه خودشان را خلاص کنند بتوانند بسیار بهتر بیان کنند ، آنچه که در یکی دوسال اخیر رخ داده بسیار جلو چشم تر هست و همه گان میدانند و میتوانند با مراجعه به تمامی سایت ها و خبرهایی که پیرامون فعالیت منتقدین و جدا شده گان مجاهدین هست را نگاه کنند، و با یک نگاه ساده میبینند که آنچه نوشته و گفته شده بجز بازگویی خاطرات و دردها و یا هشدارهایی که نتیجه سیاست های رهبری مجاهدین میتواند بر روی افراد اسیر در دست فرقه داشته است نبوده است، چیزی که به شدت دستگاه فرقه رجوی از آن هراس دارد و نمیخواهد صداهایی که اکنون سخن میگوید گسترده و زیاد شود و همین باعث شده در هراس از انتقال اعضا به آلبانی و دسترسی  احتمالی افراد به اخبار تقریبا بدون سانسور میتواند برای ریزش نیرو در درون تشکیلات تاثیر جدی داشته باشد، حال پروژه های شیطان سازی مجاهدین یکی پس از دیگری نقش بر آب میشود ، داستان سرایی هایی که نهایتا به خوار و بور شدن تشکیلات سازمان شده و دیگر حنای این سازمان هیچ کجای دنیای غرب رنگی ندارد و اگر شنونده ای داشته باشد باید در کشورهای عربی منطقه دنبال کند که آنهم هیچ یک از دردهای بی درمان استراتژیک و خطی این تشکیلات را دوا نمیکند. نمونه ای که در هلند فرقه رجوی روی آن سرمایه گذاری کرد که از آن طریق بتواند نفرات خودش را بترساند و بگوید اگر بخواهد میتواند برای هر کس مشکل بسازد وکسی نباید به سازمان انتقاد کند و یا تلاش کند که آنچه در درون سازمان گذشته را بازگو کند، حال باید سازمان راه دیگری برای خنثی کردن افشاگریهای مختلف و همینطور ریزش در چشم انداز نیروهایش پیدا کند. بهزاد علیشاهی که یکی از هدفهای سازمان بود برای همین منظور به دلیل اینکه زبان طنز و قوی او خصوصا اینکه او در دستگاه تبلیغاتی مجاهدین مدت زیادی بوده و از جزییات جنگولک بازیهای تبلیغی مجاهدین خبر داشت ، همین باعث شد کینه شتری فرقه نسبت به نوشته ها و ویدئوهای کوتاه و بلند او هر روز بیشتر شود تا جاییکه با هزینه فراوان و پرونده سازی برای بهزاد علیشاهی سعی در مشکلات حقوقی برای ایشان داشت که البته با ایستادگی و همینطور با توجه به اینکه مجاهدین هرگز نمیتوانند دستگاههای حقوقی غرب را با پول به خدمت بگیرند و این دستگاههابر اساس قانون و مدرک کار میکنند نه تهمت و پرونده سازی ، نتیجه کار چیزی نبود جز پرداخت هزینه سنگین توسط مجاهدین که اسمش هست اعتبار و آبرو ، جدای از مسائل مادی که برای مجاهدین مشکلی نیست اما دیگر هیچ اعتباری برای گفته های فرقه مجاهدین در اروپا نمانده است. در همین جا به دوست خیلی عزیزم بهزاد علیشاهی تبریک گفته و آرزو دارم که در ادامه زندگی و فعالیت خود بیشتر از گذشته موفق باشد.

وبلاگ مهرداد

مهرداد ساغرچی ۲۹.۰۵.۲۰۱۶